بازآرایی بنیادین در ژئوپلیتیک انرژی جهان (همگرایی استراتژیک آمریکا و اروپا در بازار LNG)
چکیده مدیریتی
این مطالعه به تحلیل ارتباط عمیق میان دو رخداد محوری در بازار جهانی انرژی میپردازد: جهش عظیم در ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) ایالات متحده تا پایان سال ۲۰۲۷ و تصمیم اتحادیه اروپا برای توقف کامل واردات LNG از روسیه از همان سال. تحلیلها نشان میدهد که این همزمانی، بیش از آنکه حاصل فشار یکجانبه آمریکا باشد، نتیجه یک «همگرایی استراتژیک» است که از بحران تهاجم روسیه به اوکراین نشأت گرفته است. این بحران، یک نیاز حیاتی برای امنیت انرژی در اروپا و یک فرصت تاریخی برای آمریکا جهت تثبیت رهبری خود در بازار جهانی انرژی ایجاد کرد. موج عرضه LNG آمریکا دقیقاً خلأ ناشی از حذف روسیه از بازار اروپا را پر میکند. در این مطالعه، ضمن ارائه آمار دقیق از پروژههای جدید آمریکا، تغییر الگوی واردات گاز اروپا به تصویر کشیده شده میشود. نتیجه نهایی آن است که جهان شاهد یک بازآرایی بنیادین در ژئوپلیتیک انرژی است که در آن، وابستگی استراتژیک اروپا از روسیه به آمریکا منتقل میشود.
تحلیل و ارزیابی: یک طوفان بینقص در بازار جهانی گاز
بازار جهانی انرژی در حال تجربه یک دگرگونی ساختاری است. دو روند کلیدی که به طور همزمان در حال وقوع هستند، آینده این بازار را برای دهههای آتی شکل خواهند داد:
• موج عظیم عرضه LNG: ایالات متحده در حال نهایی کردن بزرگترین موج افزایش ظرفیت صادرات LNG در تاریخ این صنعت است.
• بازآرایی تقاضا: اتحادیه اروپا در پی تهاجم روسیه به اوکراین، با سرعتی بیسابقه در حال حذف روسیه به عنوان بزرگترین تأمینکننده گاز خود و جایگزینی آن با منابع دیگر، خصوصاً LNG، است. نمودار 1 بازه زمانی این دو روند را نشان می دهد.
نمودار 1 : مسیر زمانی استراتژی LNG آمریکا
سوال اصلی این تحلیل آن است که این دو روند چگونه به یکدیگر مرتبط هستند؟ آیا این یک استراتژی از پیش طراحی شده توسط آمریکا برای تسخیر بازار اروپاست یا واکنشی طبیعی از سوی بازار به یک شوک ژئوپلیتیک؟
۱. ضلع عرضه: سونامی LNG آمریکا در راه است
بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، ایالات متحده موتور محرک اصلی افزایش ظرفیت جهانی LNG است. با بررسی پروژههایی که تصمیم نهایی سرمایهگذاری (FID) را دریافت کرده و در حال ساخت هستند، میتوان دریافت که حجم عظیمی از ظرفیت جدید تا پایان سال ۲۰۲۷ وارد مدار تولید خواهد شد.
جدول ۱: پروژههای کلیدی صادرات LNG آمریکا با تاریخ بهرهبرداری تا پایان ۲۰۲۷
منبع: تحلیل دادههای گزارش IEA Global LNG Capacity Tracker
همانطور که جدول 1 و نمودار 2 نشان میدهند، تنها در دو سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۷، نزدیک به ۷۸ میلیون تن ظرفیت جدید صادرات LNG از آمریکا به بازار جهانی تزریق خواهد شد. این رقم معادل بیش از ۱۰۷ میلیارد متر مکعب (bcm) گاز طبیعی است که برای درک مقیاس آن، باید اشاره کرد که این حجم به تنهایی در حدود 70 درصد از کل واردات گاز اروپا از طریق خط لوله از روسیه در سال ۲۰۲۱ (حدود ۱۵۵ میلیارد متر مکعب) است.
نمودار 2 : کل ظرفیت پروژههای صادرات LNG آمریکا تا پایان ۲۰۲۷
۲. ضلع تقاضا: خلأ استراتژیک اروپا و چرخش به سوی LNG
قبل از فوریه ۲۰۲۲، معماری انرژی اروپا بر پایه گاز ارزان خط لوله روسیه بنا شده بود. تهاجم به اوکراین این ستون را فرو ریخت و رهبران اروپایی را با یک انتخاب حیاتی روبرو کرد: امنیت انرژی به چه قیمتی؟ پاسخ در قالب استراتژی REPowerEU متبلور شد که هدف آن پایان دادن به وابستگی به سوختهای فسیلی روسیه است. نمودار 3 منابع گاز وارداتی اتحادیه اروپا را قبل و بعد از بحران روسیه و اوکراین نشان می دهد. نمودار 4 نیز تغییر سهم منابع وارداتی در سال 2024 و 2028 را به تصویر کشیده است.
نمودار 3 : منابع وارداتی گاز اتحادیه اروپا قبل (2021) و بعد (2023) از بحران روسیه و اوکراین
ممنوعیت واردات LNG روسیه از سال ۲۰۲۷، آخرین میخ بر تابوت روابط انرژی روسیه و اروپاست. این تصمیم یک خلأ دائمی در بازار ایجاد میکند که باید توسط تأمینکنندگان قابل اعتماد و متحد پر شود. نمودار زیر به خوبی نشان میدهد که این تغییر الگو چگونه از سال ۲۰۲۱ آغاز شده است. سهم گاز خط لوله روسیه از سبد واردات اروپا به شدت سقوط کرده و جای آن را LNG (عمدتاً از آمریکا) و گاز نروژ گرفتهاند.
نمودار 4 : منابع وارداتی LNG اتحادیه اروپا در سال 2024 و 2028
۳. تحلیل پیوند: همگرایی استراتژیک یا فشار یکجانبه؟
در اینجا دو روند عرضه و تقاضا به هم میرسند. فرضیه "فشار آمریکا بر اروپا" تصویری ناقص و سادهانگارانه از واقعیت ارائه میدهد. تحلیل دقیقتر نشاندهنده یک «همگرایی منافع استراتژیک» است که در سه سطح قابل بررسی است:
الف) کاتالیزور ژئوپلیتیک: عامل اصلی، نه دیپلماسی تجاری آمریکا، بلکه تهاجم نظامی روسیه بود. این بحران، فوریت و ضرورت تغییر را برای اروپا ایجاد کرد. اروپا به دنبال جایگزین بود و آمریکا با داشتن منابع عظیم گاز شیل و پروژههای آماده سرمایهگذاری، بهترین گزینه موجود بود.
ب) فرصت اقتصادی برای آمریکا: شرکتهای انرژی آمریکایی و سرمایهگذاران بینالمللی، با مشاهده سیگنال قدرتمند و بلندمدت تقاضا از سوی اروپا، انگیزه لازم برای نهایی کردن سرمایهگذاری در پروژههای صادراتی را پیدا کردند. قراردادهای خرید بلندمدتی که شرکتهای اروپایی برای تضمین عرضه خود امضا کردند، در عمل، تأمین مالی این پروژههای آمریکایی را تضمین نمود.
ج) پیروزی ژئوپلیتیک برای هر دو طرف:
برای آمریکا: این تحول به معنای دستیابی به سه هدف بزرگ بود: ۱) کسب درآمدهای هنگفت و ایجاد اشتغال، ۲) تضعیف ماشین جنگی و اقتصاد روسیه با حذف مهمترین منبع درآمدی آن، و ۳) تقویت پیوندهای ترنس-آتلانتیک و افزایش نفوذ استراتژیک بر اروپا از طریق تبدیل شدن به تأمینکننده اصلی انرژی آن.
برای اروپا: هرچند این قاره مجبور به پرداخت هزینه بیشتری برای گاز شد، اما در مقابل، امنیت انرژی خود را تضمین کرد، اهرم فشار مسکو را از بین برد و اتحاد خود با واشنگتن را در برابر یک تهدید مشترک، مستحکمتر نمود.
بنابراین، این یک رابطه برد-برد (برای غرب) بود که در آن، نیاز حیاتی اروپا، فرصت طلایی آمریکا را فعال کرد.
نتیجهگیری و چشمانداز آینده
جهان در حال مشاهده یک بازآرایی تاریخی در نقشه انرژی خود است. همزمانی افزایش ظرفیت LNG آمریکا و حذف گاز روسیه از بازار اروپا یک تصادف نیست؛ بلکه نتیجه منطقی یک بحران ژئوپلیتیک است که منافع استراتژیک واشنگتن و بروکسل را به طور کامل همسو کرد. آمریکا با استفاده هوشمندانه از این فرصت، نه تنها در حال تبدیل شدن به بزرگترین صادرکننده LNG جهان است، بلکه جایگاه خود را به عنوان ضامن امنیت انرژی اروپا تثبیت میکند. پیامدهای کلیدی این تحول عبارتند از:
• انتقال وابستگی: وابستگی استراتژیک انرژی اروپا از یک رقیب ژئوپلیتیک (روسیه) به یک متحد نظامی و سیاسی (آمریکا) منتقل میشود.
• تضعیف بلندمدت روسیه: مسکو برای همیشه بزرگترین و سودآورترین بازار گاز خود را از دست میدهد که این امر توانایی اقتصادی و نفوذ ژئوپلیتیک آن را به شدت محدود خواهد کرد.
• تأثیر بر قیمتهای جهانی: ورود حجم عظیمی از LNG آمریکا به بازار پس از سال ۲۰۲۶ میتواند منجر به کاهش قیمتهای جهانی و افزایش نقدشوندگی در بازار گاز شود، مگر آنکه رشد تقاضا در آسیا این عرضه اضافی را جذب کند.
در نهایت، میتوان گفت که تاریخ انرژی در سال ۲۰۲۲ ورق خورد و تا سال ۲۰۲۷، فصل جدیدی از آن نوشته خواهد شد که شخصیتهای اصلی آن یعنی آمریکا به عنوان تأمینکننده غالب و اروپا به عنوان مصرفکننده کلیدی در یک بازار جهانیشده و به شدت سیاسیشده LNG خواهند بود.